عامه پسند چارلز بو کفسکی

خرید بک لینک
روز بعد باز دوباره برگشته بودم دفتر . احساس بیهودگی می کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز به هم می خورد . نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا . همه ی ما فقط ول می گشتیم و منتظر مرگ بودیم . در این فاصله هم کار های کوچکی می کردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم . بعضی از ما حتی این کارهای کوچک را هم نمی کردیم . ما جزء نباتات بودیم. من هم همینطور . فقط نمی دانم چه جور گیاهی بودم. احساس می کردم که یک شلغمم . تلفن زنگ خورد .برش داشتم .

بله ؟

اقای بلان شما یکی از برندگان قرعه کشی جوایز ما هستید.

از متن کتاب

نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۲ساعت 23:19 توسط فائزه| |

شروع دوباره ...!...

ما را در سایت شروع دوباره ...! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:47

صفحه بندی